Lilypie - Personal pictureLilypie Premature Baby tickers ♬♫ صَـבرآ کـوچـولــوے פֿـآلـﮧ ♫♬


♬♫ صَـבرآ کـوچـولــوے פֿـآلـﮧ ♫♬

سلآҐ . פֿوش اومـבیـלּ . لطفا اوלּ تبلیغآتـ سمتـ چپـ رو ببنـבیـלּ ☜

 تصـویـر صدرآ کوچولو + شرایطـ خآص وبشـ در ادامــه مطلبـ  !!!      

     

                                                     


برچسب‌ها: شکلک های کودکانه, سایت های سرگرمی کودکان
ادامه مطلـب
|سه شنبه هفتم شهریور ۱۳۹۱| 13:10| ღ KHÄLÈ Jõõñ ღ|

http://up.lifesms.ir/up/lifesms/mehr-92/4/16.jpg

動物 のデコメ絵文字 سلـآم بـ صـدرای خـآله 

خـوبی ؟؟؟ 白雪姫★ のデコメ絵文字 ببخشیــد دیگه دیر به دیـر واستــ پستــ میذارم انشـالله بعـد از کنکـــور 白雪姫★ のデコメ絵文字 

جبـران میکنـــم . 林檎チャン のデコメ絵文字 22 بهمن واسه کنکـورم ثبت نآم کردم امروزم آخریــن روزش بـود ...

 واااای خآله جـون جدیدا شمــآ فضول شـدی یه شب رفته بودیــم بیرون شمآ رفتی پشت  白雪姫★ のデコメ絵文字

شیشــه عقب ماشین دراز کشیــدی 動物 のデコメ絵文字 و هی میومــدی رو صندلی هآی عقبــ و باز میرفتــی  

پشت شیشـــه . از پستــ قبلــی اتفاقای زیــادی افتــاده که خب همش یــادم نیس مثلا شوهــر 

خآلم که جــای خونه شمــآ میشینن فوت کــردن . عمتـــ رو عروس کــردن . پســر عمـو و دختــر  

عموتــ ( هر دو خواهــر و برادرن ) رو عقـد کـــردن ピョコピョコズ シリーズ のデコメ絵文字  

白雪姫★ のデコメ絵文字 دیگــه ؟؟؟ راستـی خآله جون دکتــری هم که میریری پیشش خیلی دوستــ داره در کل 

همــــــه دوستت دارن ピョコ シリーズ 見てね(^◇^)┛ のデコメ絵文字 فقط حیف کـ وقتــی بهت زنگــ میزنیمــ بآهآمون صحبتــ نمیکنی 3色 のデコメ絵文字

یه روز خآله صداش رو مث بچـه هآ کرد اول فهمیدی که اونه ولی همین که بهتــــر نقشش رو  

白雪姫★ のデコメ絵文字 بآزی کرد فک کـردی شآیــآن هس و بآهآش حرفـــ زدی ゜*ディズニー*゜ のデコメ絵文字  

20 بهمــن هم تولــد سینآ بـود اومـــدین اینجا مآمآنی هم شآم درستــ کردن و عآلی بود  

شمآ هم کلی بادکنکــ بازی کـردی 白雪姫★ のデコメ絵文字 ولی نمیــذاشتی ازت عکس بگیـــریم . چن وقتــ  

پیـــش هم رفتیــم خونـه بآبآبزرگــ خـدابیــامرزم ( روحشـــون شــآد 白雪姫★ のデコメ絵文字 ) و کـلی عکس  

 گــرفتیم و 白雪姫★ のデコメ絵文字 منمــ کــلی گریه کـردم آخه دلم واسشـون تنگـ شده بود مث شآیآن که  

یهــویی یاد بابابزرگــ افتاده بود و گریه میکرد که بابابــزرگ رو میخوآم آخه سال 91 که  

بآبآبزرگــ جونــم فوت کردن شمآ و شـایــان 1 سال و نیمـ اینــا بودیــن  赤ちゃん のデコメ絵文字 

راستـــی دوستـــآیی ゜*りぼん/カラフル*゜ のデコメ絵文字 که آدرساشون رو عوض میکنن واسه  منمـــ دوس داشتــن  

 آدرس جدیــد رو بذارن که انشاللـه کنکــورم رو دادم بهشـون سر بزنم ネオンカラー のデコメ絵文字

اگـه دوس داشتــن و لینک تکـونی کـردن میتونن مآ رو بحـــذفن چون منمـــ یه لینک تکونی  

゜*パステル*゜ のデコメ絵文字 کوچیکــ کـردم . بعدشمــ خوآهشــا سـر نمآزاتون واسم دعآ کنیــن که رشتــه مورد علاقم 

قبـــول بشــم ... モノトーン のデコメ絵文字 

 単位*゜ のデコメ絵文字 دو پستـــ پایین تــــر . خب مــن دیگــه برم ゜*red/かわいい*゜ のデコメ絵文字 بـ خدا میسپـــارمتـــون ...おばけ のデコメ絵文字 


برچسب‌ها: کنکور 94
|سه شنبه بیست و هشتم بهمن ۱۳۹۳| 20:27| ღ KHÄLÈ Jõõñ ღ

سلآم عسل خآله

 

خوبی ؟ بریم سراغ مطالب گذشته ...

 

۱۱ و ۱۲ مرداد عروسی دخترعمم بود که یه شب حنابندون و فرداش ناهار بود شمآ اونجا خیلی پسر

 

خوبی بودی و مامانت رو اذیت نکردی و با شایان و چن تا از بچه ها میرفتین بیرون و بازی میکردین و مامانت

 

یا زن عمو یا من و خاله میومدین ازتون سر میزدیم چون دختر عمم میخواست واسه زندگی بره یه شهر دیگه

 

بعد ازظهر عروس کشی کردیم خیلی هم خوش گذشت ...

 

۴ شهریور هم تولدت بود ماشالله ۴ ساله شدی خآله جوووون

 

۹ شهریور واسه رتبه های برتر شهرمون جشن گرفتن دختردایی مامانی هم جز اونا بود 

 

بعد ازظهرش من و مامانی و خاله و مامانت و خاله نسر.... و دخترشون ناهی.... و عمم

 

و مامان شایان رفتیم خونه همین خانوم دکتر آخه چن وقت پیش داییشون فوت کرده بودن خدا رحمت کنه

 

ولی مامانت شما رو نیاورده بود تازه شایانم بود که اگه تو هم میومدی وابیلا ....

 

ماشالله آقا شایان هم کلی شیطنت کرد مگه میذاشت من و شیرین نماز بخونیم 

 

هنوز همونجا بودیم که سینا زنگ زد به خواهرم که شما با آجر زدی به بینیش خدا رو شکر

 

نشکسته بود فقط یکم زخمی شده بود راستی نگفتم که بنایی دارین تو باغ اونور خونتون

 

دارین یه اتاق میسازین خیلی هم خوشگله ...

 

بعدشم جوجه کوچولوهات هم حالا بزرگ شدن ۲ تا از مرغاتون تخم میذارن شمآ هم میری از تو خونشون

 

برمیداری و میدی به مامانت ...

 

سینا هم چن وقت پیش یه تبلت واسه تو از دیجی کالا سفارش داد

 

به بازی جی تی آ میگی عمویه تیرزن خخخخ

 

منم جدیدا میرم کانون قلم چی سال دیگه هم کنکور . (خوانندگان گرامی دعا فراموش نشه هااا)

 

سینآ هم شآید بیاد هنوز معلوم نیس ...

 

خیلی طولانی شد ببخشید دیگه امیدوارم خسته نشده باشی

 

فردا هم تولدمه

 

نظرای قشنگتون پست پایین ...

 

خدانگه دار  

 

+ بعدا نوشت : روز تولدم خیلی خوش گذشت سینآ و صدرآ هم اومدن دیگه عالی شد

خوآهرمم واسم یه مانتو دوخته عالی شده . دخترعمه هآم هم اومدن خونمون و کلی حرف زدیم

کلی هم بآ بابام رفتین بیرون و دورزدن  و خیلی چیزای قشنگ که روزم رو قشنگ تر کرد ...

 آخر هفته انشالله عروسی پسرخآله هآمه خآنوم یکدومشون هم دخترعمه صدرآ جون هس

مبآرکشون بآشه

|چهارشنبه دوازدهم شهریور ۱۳۹۳| 16:19| ღ KHÄLÈ Jõõñ ღ

今日の新着です!(b^ー°)今日から12月です* のデコメ絵文字  سلآمــ به صدرآی خوشتیپـ خآله که چند روز پیش موهاش رو کوتــاه کرده و نازتـرم شده ...

خوبــی خآلـه جوووون ؟؟؟

Honami.デコメ のデコメ絵文字  ببخشید که خیلی وقته واست پست جدید نذاشتم و از خاطراتتـ ننوشتم スイートラブ 見てね(^◇^)┛ 前にも少し載せたかな のデコメ絵文字

اما امـروز اومــدم با کلی حرفـــ ... うさぎ のデコメ絵文字

شما چند روزی هست که صبح تا عصر تنهایی میای خونه ما キラキラ のデコメ絵文字

今日の新着です!(b^ー°)12月12日 のデコメ絵文字 یه عادتـــ بدی هم که یاد گرفتی اینه که اول که وارد خونه میشی اگه کسی باهات

گرم بگیره ناراحت مـیشی و اخم میکنی !!! نمیدونم این دیگه چه جورشـــه ؟؟؟ البته

تو این چند روز دیگه اینجوری نمیکنی و از راه میااااای تو اتــاق من و سراغ تبلت رو میگیــری 

゜*はーと*゜ のデコメ絵文字  و میگی که بازی فوتبال رو واست بیارم ... بعدش آروم میشینی و بازی میکنــی 今日の新着です!(b^ー°)11月30 のデコメ絵文字

یــه بازی دیگه هم هست که توش یه مدیری رو کتک میزنیــم و شمآ هم خیلــی اون بازی

رو دوستــ داری اسم بازیشــ همـ Boss 3  هستــ 

                                       Beat The Boss 3

دیــروز صبـح همــ اومــدی خونمــون و بعد از اینکـه یکم بازی کردی  رو تختــ دراز کشیدی و

بهتــ گفتم : واای صدرآ خوابیده , شمـا همـ چشمآتـ رو بستـی و خودتـ رو بهـ خوآبــ زدی

キラキラ のデコメ絵文字 و پتـو رو روتـ کشیــدی ولی بعد از چند لحظـه بیدار شدی و بآ خـآلهـ رفتیــن خونه عمــو

و بآ شــایــان بازی کـردی بعدشمـ مآمآن و بآبآتــ اومــدن دنبالت و رفتـی خونـتون ...

゜*はーと*゜ のデコメ絵文字 حالا بعد از ظهــرها میـریــن باغتــون  ☆ のデコメ絵文字

باغ بآبآبزرگــم همــ که به عمـوم دادن همــ کنار باغ شمــاستــ , یـادش بخیــر

قبلا که بآبآبزرگــ جونـم زنده بـودن میرفتیــم باغشــون و توتــ و آلو و ... 今日の新着です!(b^ー°)12月11日 のデコメ絵文字

میخوردیـم و ... چه حـالی میـداد , ゜*はーと*゜ のデコメ絵文字  خدا بیآمــرزتشــون 

خیلی دلمـ واسشونــ تنگــ شده , خیلـی خیلــی زیــآد :(

゜*棒人間/かわいい*゜ のデコメ絵文字 اینم شعـر دوران کودکی مـن در خصوص بآغ بآبآبزرگــم

.

.

.

キラキラ のデコメ絵文字 چیـه نکنه میخوای همینجا واست بنویسمــ ؟؟؟ نه بیــا ادامــه بهتــ بگــم

داشتــم میگفتم بآغ عمــوم هم کنار باغ شمآستــ و تو و شآیـان هــر روز اونجا

بآ هـم بازی میکنیــن و کلی بهتــون خوش میگـذره ...  食べ物&スイーツ&かわいい のデコメ絵文字

مثل چن وقتــ پیش با شایـان کنار جوی آب بازی میکردین شایـان ماشینتــ

رو انداختـه تو آب بعد دیده داره آب اون میبره , فورا اومـده پیش عمـوم و

گفتــه : بابا بیــا که ماشیــن فرااااااار کـرد خخخخخ

الانمــ اومدی خونمـون واااااااای لباس محلی تنتــ بودـ چقدرمـ بهتــ میومــد キラキラ のデコメ絵文字

キラキラ のデコメ絵文字 ولی نذاشتــی ازتـ عکس بگیــرم و فقط تونستمـ از پشت ازتـ عکس بگیــرم

بعدشمــ چون بیرون کارداشتیــن , خآلـه رو باخودتــون بردیــن و رفتیــن  今日の新着です!(b^ー°)12月12日 のデコメ絵文字

نــه اینکـه فردا امتحـان ندارم وانستادی آخــه شمآ رابطه مستقیمـ با امتحانامـ

داری , همیــن که امتحان داشتـه باشمـ میـاااااااای خخخخ  今日の新着です!(b^ー°)12月12日 のデコメ絵文字

+ امـروز قالبــ وبتــ رو عوض کــردم
برچسب‌ها: شکلک هآی شینــآرا
ادامه مطلـب

|چهارشنبه هفتم خرداد ۱۳۹۳| 10:40| ღ KHÄLÈ Jõõñ ღ|

☆カラフル★ のデコメ絵文字 سلآمــ بـ صدرآی مهربونــ خآلهـ 

خوبـی ؟؟؟ 可愛いやつ のデコメ絵文字

دیشبـ مآمآنـی و مامانـ شمآ میخواسـتن برن یه جایی サイコー のデコメ絵文字

サイコー のデコメ絵文字 واسـه همون شمآ اومــدی خونه ما 

دیروز برفـ هم میومد وقتی بهتــ گفتم خیلی هیجان زده شدی و خواستــی

بری بیــرون اما چون هوا سـرد بودـ نمیشـد برای همیـن بردمتــ تو اتاقمـ

تا از پشتــ پنجره برفـآ رو ببینـی   かわいい のデコメ絵文字

بعدش من رفتمـ بیرون و وقتــی اومـدم تو خونـه شمآ برفایی که روی لباسمـ بود رو

دیدی و خیلی خوشحال شـدی آخـه تو شهرمـا خیلی کمـ برف میـاد ☆カラフル★ のデコメ絵文字

ひげ のデコメ絵文字  بعدشــ دایی جونــ بازی گربه سخنگو رو واستـــ آورد و شمآ کلی باهاشـ

صحبتـــــ کردی و خوشحال شدی かわいい のデコメ絵文字

بعد بهتــ گفتمــ صدرآ جون پاشـو بریمــ یه چیز خوشمـزه بهتـ بدمـ و وقتی رفتمـ

سر یخچال شمآ شیـر رو انتخابـ کردی و منمــ نی رو واستــ توش کردمـ و یه

゜*水色/青/かわいい/ハート*゜ のデコメ絵文字 شکلاتــ کاکائویی بهتــ دادم تا باهاش بخوری اول من شکلات رو نصف کردمـ چون

بزرگ بودـ و نمیتونستی یه دفه ای بخوری و یه تکش رو بهتــ دادم امـا شما 

یکی رو به من دادی و گفتـی : تو بخور ゜*yellow*゜ のデコメ絵文字

بعد که تمومـ کردی دیدمـ داری میری تو اتاق بهتــ گفتمـ کجا میری لیوان رو بده

که بندازمـ بیرونـ اما شمآ چونـ لیوان شیری رو که تو سطل زباله اتاقمـ انداخته بودم

 دیده بودی رفتی اونجا تا مال خودتمـ همونجــا بندازی از بس که تو بچه

 زرنگـ و فضولی !!!

゜*水色/青/かわいい*゜ のデコメ絵文字 بعد همینطوری کـ داشتـی میرفتـی نی رو از لیوان شیـرتــ بیرون

آوردی و خود لیوان رو انداختی تو سطل اما تا دیدی که نی مـن توش بوده بالافاصله 

نی خودتمــ تو کردی یعنـی ریزبینـی هآتــ منو میکشـه هـاااااااااااا ゜*yellow*゜ のデコメ絵文字

゜*yellow*゜ のデコメ絵文字 جدیدا همــ هرکی بهتــ نگه تو کوچولویی میگــی : نه بـُ شدمــ ( یعنی

بزرگـ شدمــ )

امـروز همـ اومــدی اینجا و هـی به مـن میگی : بیـا توپ بازی !!!

اسمم که صدا میکنـی اونقدر سختـه که نمیدونمـ چیه ゜*yellow*゜ のデコメ絵文字

゜*水色/青/かわいい/ハート*゜ のデコメ絵文字 الانمــ ازت پرسیدمـ : صدرآ اسم من چیـه ؟؟؟ شمآ همـ جواب ندادی




برچسب‌ها: برف
|چهارشنبه هجدهم دی ۱۳۹۲| 15:35| ღ KHÄLÈ Jõõñ ღ

سلآمـــ

امــروز یـ بـازی آنلایــن پیــدا کــردم و واســه صدرآ جونــ ثبت نــام کــردم

اســم بازی ( شــهـــــرنــشیــنـــــــان ) است !!! خیلی جالبهـ !!!

نظرتونــ رو درباره ی ایــن بازی میتونیــن تو پستــ پایین بنویســین ♥




برچسب‌ها: بــازی آنلایــن شهرنشینــان
|پنجشنبه بیست و هشتم آذر ۱۳۹۲| 12:27| ღ KHÄLÈ Jõõñ ღ

  ゜*かわいい*゜ のデコメ絵文字  سلآمـ بـ صـدرآ کوچولو وهمـه دوستـای مهـربونشــ

゜*森girl*゜ のデコメ絵文字  کلـی نوشتــم همـش پریــد ولی واسـه صدرآ جونـ حاضرمــ دوباره همـه رو بنویسمــ 

خوبــ بریمــ ســراغ شـــرح ادامـه رویـدادهـا بـرای صـدرآی عـزیزمــ : ペコちゃん リクエストありがとう(^з^)-☆Chu!! パステル のデコメ絵文字

パステル( 〃▽〃) のデコメ絵文字 ساعت هآی 4 یا 5 بـود که شمـا با مآمآنـ و باباتـ و سینــا اومـدیـن خونمــون

بعد از یـ چنـد دقیقـه ای کـ اومـدیــن خآله و مآمآن و باباتــ و سینـا رفتـن بازار おしゃれ のデコメ絵文字

オシャレ のデコメ絵文字 تــا خآله و مآمآنتــ واسه خودشـون پارچـه بگیرن و سینـا و باباتــ هم

میخواستـــن کــاپشن بخــــرن . オシャレ のデコメ絵文字

 オシャレ のデコメ絵文字 امـا شمآ رو کـ خوابــ بودی خونـه مــا گذاشتن و اونــا رفتــن . بعد از یه یکـ ساعتــی

おしゃれ のデコメ絵文字 کـ مــن و مآمآنــی تو آشپزخـونه بودیـم شمآ بیدار شدی و اومــدی اونجـا 

منمــ که همونــ موقع در حال تزئین سـالاد بودمــ بهتــ گفتــم که بیـای و ببینــی ペコちゃん リクエストありがとう(^з^)-☆Chu!! パステル のデコメ絵文字

オシャレ のデコメ絵文字 تو پستــ قبلی هم گفتمـ که میخواستم مثل بابــ اسفنجـی تزئینش کنمـ

البتــه کردمـ امـا قسمتــ دهنش رو تغییـــر دادم ゜*アメリカン*゜ のデコメ絵文字

خوبـ داشتمـ میگفتمـ که شمآ اومـدی و باب اسفنجی رو دیدی و خیلی همـ

 オシャレ のデコメ絵文字  ازش خوشتــ اومـد چون کـــارتون باب اسفنجـی رو خیلـی دوستــ داری

بعد از چن دقیقـه همــ دایـی جون از معدن اومــد و پشتـ سرش همـ مامان و باباتـ  オシャレ のデコメ絵文字

و سینـــا و خآلـه اومـــدن و سفره رو پهـن کردیمــ و شمآ همــ خوشگل چهـارزانـو

زدی و غذاتــ رو خوردی . ゜*森girl*゜ のデコメ絵文字

゜*アメリカン*゜ のデコメ絵文字 اونـ شب سینــا واسـه خودش یه کآپشــن مشکی خریده بودـ کـ خیلی

بهش میـومــد بعد شمـا از مـن خواستی که کآپشـن سینــا رو تنتــ کنمـ شمآ ゜*かわいい*゜ のデコメ絵文字

゜*パステル*゜ のデコメ絵文字 همـ کلی خوشحــال شدی . در پایان همـ من میخوامـ یه سوال بپرسمـ ?؟

 که چـرا وقتی میخوامــ نمــاز بخونمــ هی دورمــ میچرخی و نمیذاری که بخونمــ

موقع سجده همـ که میری پشتمــ یعنی وقتی تـو هستی مگـه من دنبال یه جایی باشـم

که منو نبینتی تا بتونـــم نمازمـ رو بخونمــ ... おしゃれ のデコメ絵文字

ハートだよ。2つ のデコメ絵文字 شنبـه یعنی 3 روز دیگــه شــبــــ یـــلـــدا هس و شمآ همــ عاشق هندونه 

انشاللــه اون شب همـ میایـن خونــه ما و اگـه شد میامــ و از خاطراتتــ مینویسمかわいい のデコメ絵文字

راستــی دوستـای خوبــم نـظـر فــرامــــوش نشــه هـاااااا   かわいい のデコメ絵文字



برچسب‌ها: شب یلدا, تبریک شب یلدا, زمستان
|چهارشنبه بیست و هفتم آذر ۱۳۹۲| 19:33| ღ KHÄLÈ Jõõñ ღ|

سلآمــ بــ صـدرآی مهــربونمــ

خوبــی خآلـه جـون ؟؟؟

نمیــدونمــ چـرا نمیشــه شکلکـا رو بذارمــ وقتی تایید میکنمــ خطا میـده

اشکـال نداره مهمــ متنــی هس کـ واستــ مینویسمــ مگـه نـه ؟؟؟

ببخشیــد خآلـه جونـ کهـ چنـد وقتیــه واستــ ننوشتــم

امـا امــروز اومـدم با کلی خبـر !!!

مـاشـالله از آپـ قبلی شمآ کلـی بزرگتـر و آقاتـر شدی و هـر روز به خونمــون زنگـ میزنی

و باهــامون صحبتـ میکنـی . چنـد شب پیــش زنگ زدی و بآ مـن صحبتــ میکـردی که

بهمـ گفتی : غـَذا خـُردی ؟؟؟ منــم گفتمــ : آره . بعـد از تو پـرسیدمــ و گفتـی : مـَنم غـَذا خـُردَم

یعنـی اون موقع دلمـ میخواستــ از پشتــ تلفـن اونـ زبون کوشولوتــ رو بخورمـ که اینقدر نــاز صحبتــ

میکنـی . جالبــ ترش اینجـاستـ که یه شبـ کـ داشتیــن تو خیابــون دور میزدیـن  شمآ هندونـه دیدی

و بهـ مامانتــ گفتـی : مامان پول داری ؟؟؟ مآمآنتــم با خوشحـالی از ایـن جملـه شمـا گفتـه : آره

واسـه چی میخوای کـ تو همـ به هندونـه هآ اشـاره کـردی . اصلا تـو عاشق هندونـه ای و البتـه

شکلاتـ کاکائویی هـایی کـ آقـاجونـ واستــ میخرن .

همیــن الانـ کـد آمـارگیر وبتــ رو عوض کــردم آخـه قبلییـه دیگـه تعداد بازدیدکننده هـا رو نشـون

نمیــداد گفتـــم آمـار یاد یهـ چیـزی افتــادم . ســر کلاس ریاضـی بودیــم یهـو یکی از بچـه هآ یه

سوالی از آمـار داشتــ ولی چونـ اون روز آمـار نداشتیــم کتاب نداشتــ که سوال رو از معلممون

بپـرسه واسـه همونــ از مآهـا پرسیــد : کسـی آمــار نداره ؟؟؟ یهــو یکی از بچـه هآ از تـه کلاس

گفتــ : آمــار کی رو میخوای واستــ دربیــارم ؟؟؟ بلــه یـ همچیــن همکلاسـیا داریــم مـااااااا

چنـد روز پیشــ نتتــون رو وصل کردیــن و الانــ سینــا داره واستــ نظر میذاره و منمــ جواب

میــدم طبق آخــرین اخبار به دستــ آمـده میخوایــن بریـن واسه سینـا کـاپشـن بخـرین و از اونجـا

همـ بیایــن خونـــه مـا . هـوراااااااااااااااااااااااااا

امــروز مـن و خآلـه هوس ســالادالـویـه کـردیــم پس برمـ مـواد اولیـه رو آمـاده کنمــ

که ساعتــ 6 کـ دایی جـون از معدن اومـد و شمآ همــ از خـریـد برگشتیــن همگی

بـا همــ بخوریــم البتــه اگه بشــه میخوامــ اینجوری تزئینـــش کنــم (*)

ادامه دارد ...



برچسب‌ها: شکلاتهای شونیز
|پنجشنبه بیست و یکم آذر ۱۳۹۲| 14:55| ღ KHÄLÈ Jõõñ ღ

سلآمـی دوبــاره

اینـم یـ پستــ معنوی به مناسبتــ عید قربــان

اولـ اینکـه دیروز پـرده خانـه خدا رو عوضـ کردنـ

اینـــجا تصاویـر کعبـه : کــلیـــکـــ 

و همچنیـــن فیلمــ تعویـض پـرده خانــه خدا

کـه پیشنهـــاد میکنمـ حتمــا ببینیــد پس فورا

بــرین اینجـــــا

اینـــم اولیـن عکسی که تو مدینـه گرفتمـ

اولیـن روز و اولیـن دفعه ای که وارد مسجـد النبــی شــدیــم

البتـه یکمی تــاره چونـ تو مسجـد اجازه نمیـدن گوشی ببریــم منمـ

همونــ یه بار تونستـم ببرمــ واسـه همونـ زیاد از تو مسجـد النبی عکس ندارمـ

و اینجــا همـ بهتــرین مـکـان دنیـــا : مسجــد الحـرام ♥



برچسب‌ها: تصآویـری از مکـه
|سه شنبه بیست و سوم مهر ۱۳۹۲| 17:50| ღ KHÄLÈ Jõõñ ღ|

سلآمــ به همگـی

اومــدم با تصـاویــری از دو خواهـرزاده ملوســم


ایــن آقــا سینـــا   483kpx9qf6arint8qs9n.jpg

با لباسایی کهـ از مکــه واسش آوردیــم البتـه اونی که رو ســرش

هستــ به سلیقـه مـن بودـ نه اینکـه خوشمـ اومـده بود واسش خریدیمـ

 و اینمــ صـدرا کوچولو   in4rcx8dny8xlpenym5y.jpg


بعدا نوشتـ : الانـ صدرآ اینجاستــ ولی خوابــه

بازدیـد مـاه به 600 تـا رسیــد

  بازديد ماهانه: 600 نفر



برچسب‌ها: پیامک تبریک عید قربان
|سه شنبه بیست و سوم مهر ۱۳۹۲| 17:27| ღ KHÄLÈ Jõõñ ღ

Smile Graphic #36


برچسب‌ها: شِکلَک هآے شِــــیــنــارا
ادامه مطلـب
|پنجشنبه بیست و یکم شهریور ۱۳۹۲| 10:21| ღ KHÄLÈ Jõõñ ღ

     

سلآمــ بـ صدرآی خوشگل خآلـه  はーと。可愛い。赤(ピンク)/青。 のデコメ絵文字

و سلآمــ بـ همـه دوستای مهربونش کـ اومدنـ واسه تبریکـ تولد گل پسـری

و تشکــر ویــژه از مهلآ جونــ  کـ تو وبش واسـه صدرآ جشـن گرفتهـ

 はーと。可愛い。赤(ピンク)/青。 のデコメ絵文字 امــروز  صدرآی نـاز خآلـه وارد سومیـن سال عمـرش میشـه

ایشـاللــه کـ تو این سآل همـ کلـی اتفاق هآی شاد

و خوبـ واسش بیوفتــه !!!  ☆ミニ顔文字★ のデコメ絵文字

ببخشیـد دوستای خوبمـ کـ تولد رو صبح برگزار میکنمـ آخـه

صبح تولد مجـازی و بعد از ظهـر همـ انشاللــه تولد واقعی 

بآ کـادوهآی واقعــی  リボン。可愛い。赤(ピンク)/青。 のデコメ絵文字

 http://static.cloob.com//public/user_data/album_photo/1809/5426471-b.jpg

صدرآ کوچولوی خآلـه کم کم داره واسـه خودش مـردی میشـه هاااااا 顔文字 のデコメ絵文字

ماشاللــه حالا خیلی پسـر گلی شده و بـ حرف مآمآنـ و بآبآش گوش

میکنــه و کمتــر اذیتشون میکنــه تازه حالا کـ میخواد بره تو 3 سالگی

خوبــ پسـر بهتـرتری همـ میشــه  やじるし。可愛い。赤(ピンク)/青。 のデコメ絵文字

はーと。可愛い。赤(ピンク)/青。 のデコメ絵文字 راستــی تو ادامـه مطلبـ متـن دعوتنامـه دوستآی نتـی رو گذاشتـم 

کـ البتــه دیروز واسشونــ نوشتـه بودمــ  ☆ミニ顔文字★ のデコメ絵文字

                     دوباره روز تولدت رسید

روزی که غصه سراغم نمیاد

                     روزی که دستای تنهایی من

بیشتر از همیشه دستاتو میخواد

                     تولدت مبارک       ゜*ひげ、めがね*゜ のデコメ絵文字

    
                                  http://upload.iranvij.ir/images_bahman/37443946640903251329.jpg

                                      

☆ミニ顔文字★ のデコメ絵文字  خدای اطلسی ها با تو باشد

پناه بی کسی ها با تو باشد          تمام لحظه های خوب یک عمر

به جز دلواپسی ها با تو باشد .

تولدت مبارک ☆ミニ顔文字★ のデコメ絵文字

    

 وجود تو تنها هدیه گرانبهایی بود که خداوند من را لایق آن دانست

و هدیه من به تو نازنین قلب عاشقی است که فقط برای تو میتپد

عاشقانه و صادقانه دوستت دارم و سالروز تولدت را تبریک میگویم

                        可愛い。顔文字。 のデコメ絵文字         تولدت مبارک

                                       http://static.cloob.com//public/user_data/album_photo/1825/5472682-b.jpg

                          تَـولُـد تَـولُد تَـولُدتـــ مُـبآرکـــ           مُبآرکــ مُبآرکـــ تـَولُدتـــ مُبآرکـــ

                         بیــْـا شَمع هــا رو فوتــ کُـن                تـا 10000 زِندهـ بآشــْـــی !!!


                                                    آموزش کشیدن باب اسفنجی   



برچسب‌ها: تولدت مبآرکـ خوشگل خآله
ادامه مطلـب
|دوشنبه چهارم شهریور ۱۳۹۲| 10:58| ღ KHÄLÈ Jõõñ ღ|

سلامــ بـ همـه  *グーミン* のデコメ絵文字

*グーミン* のデコメ絵文字  خوبیــن ؟؟؟

فـردا رو فـراموش نکنیـن هـااااااا ساعتــ 11 تـا 12 ظهـر جشن تولد

داریـم هـااااااااا البتــه بآ حضور دوستــای نتــی  グーミーズ のデコメ絵文字

الانمــ صدرآ اینجـاستــ و آرومـ رو مبل نشستــه و داره بستنـی میخوره

مآمآنـ و بآبآشــ رفتـن بازار و آقاکوچولو بآ داداش سینـاش اینجآن  *グーミン* のデコメ絵文字

صدرآ همـ بهونـه میگرفتــ منمـ واسش بستنـی آوردمـ حالا هر چی

میگردمـ میبینمـ یـه دونـه دیگه مونـده منمـ مجبور شدمـ نصفش کنمـ

グーミーズ 見てね(^◇^)┛ のデコメ絵文字  نصف مـال اونـ نصفـ مال سینــا

وقتی کـ بهش دادمـ قبول نکردـ آخه سالمشـ رو میخواستــ ولی

بآ قولی کـ آقاجونـ بهش دادن قبول کـرد بخوره

بابامــ بهش گفتـن کـ اگـه این رو بخوره و بهانـه مامان و باباش رو

نگیـره فردا دوبآره  واسش بستنـی میخرن ...

قول آقاجونـ همـ کـ قولــه پس خوشبحـال صدرآ جونــ  グーミーズ 見てね(^◇^)┛ のデコメ絵文字

グーミーズ 見てね(^◇^)┛ のデコメ絵文字 صدرآ همـ بستنی رو خوردـ و الان بآ آقاجونـ رفتـن تو حیاط 

خوبـ منمـ برمـ دیگـه انشـاللــه فردا ساعتــ 11 وب صدرآ آپــــ

میشـه ... グーミーズ 見てね(^◇^)┛ のデコメ絵文字

                                              いろいろ〓 のデコメ絵文字  

                             ( کلیکــ )


برچسب‌ها: بستنی میهن, بستنی دایتی
|یکشنبه سوم شهریور ۱۳۹۲| 21:18| ღ KHÄLÈ Jõõñ ღ

سلآمـــ بـ صدرآی نآز خآلـه Smiley bob1biggrin.gif

و سلآمــ بـ همـه دوستآی گل صدرآ

همگـی خوبیـن ؟؟؟

میخوایـن خبر خوبـ رو بدونیــن ؟؟؟

خوبــ بفرمایید ادامــه مطلبـ  Smiley bob1happy.gif



برچسب‌ها: شکلک باب اسفنجی
ادامه مطلـب
|شنبه دوم شهریور ۱۳۹۲| 15:7| ღ KHÄLÈ Jõõñ ღ

سلآمـ بـ صدرآی عزیزمــ 

که امیدوارمـ شاد و سلامتــ بآشـه

                           [ خوشگل خآله بآ عینکـ آفتابی ]

چند شبـ پیش عمومــ [ بآبآی شـآیـآن ] اومدنـ خونمونـ . هنوز تـازه رسیده بودن

کـ صدرآ جونـ همـ اومـد 

صدرآ و شایان کلی بآ همـ بازی کردن و آخرکاری همـ شایان رفتـ روی اُپـن و

ساعتـ بآبآمـ رو کـ اونجا بودـ به دو قسمتـ نـامساوی تقسیمـ نمــود 

                         [ بآتشکر از کآر ایشونـ ]

بعد مـن رفتمـ تو اتاق کـ نمازمـ رو بخونمــ که شیریـن همـ اومد و هنوز داشتم

جـانمـاز رو پهن میکردمـ که صدرآ و شایان همـ تشریف آوردنـ و دیدن کـ چادرنماز

سرمـ هس . شایان گفت : چـادر میخوامـ . منمـ از صدرآ پرسیدمـ که تو همـ

چادر میخوای ؟؟؟  گفتــ : نـــــه  [در کل صدرآ بـ جز کلاهش .اجازه

نمیـده هیچی دیگه سرش کنیــم ]

بهشونـ گفتمـ برین رو تختـ دراز بکشینـ تا واستونـ چادر بیآرمـ و قصه همـ

تعریف کنمـ . خدا رو شکر صدرآ و شایان با تنها چیزی کـ در حد 2 ثآنیـه سرگرم

میشن همین قصه هستــ کـ البتـه فقط 2 ثآنیـه

اونا همـ رفتن رو تختـ و یه ملافه انداختمـ روشون و گفتم تا موقع شمآ همینجا

باشین من نمازم رو بخونم و بیآمــ قصـه رو واستون تعریف کنمـ . ولی اونا

که نمیتونن صبـر کنن من نمـاز بخونمـ آخه اونا آرومـ باشن کـی فضولی کنـه ؟؟؟

هیچی دیگه رفتن تو حال و من خواستمـ نمازمـ رو بخونمـ کـ دوباره اومدنـ منمـ

نمیشد بخونمـ آخه هـی از جلو نمآز رد میشدنـ . به همین دلیل از نماز خوندن

در اون لحظه صرفـ نظر کردمـ که این دو شیطون بلا رفتن تو هآل و من میخواستمـ

نمازمـ رو بخونمـ که خوآهرمـ صدآمـ کرد واسه بردنـ میوه ها . هیچی دیگه صدرآ و شایان

رو کـ تو اتاق بودنـ به بهانه هندونـه [ آخه هر دوتاشون خیلی دوسش دارن ] بردمـ تو هال و

بعد دور دادن میوه ها اومدمـ نمـــازم رو خوندمـ 

بعد از رفتنشونـ همـ خوابیدمـ و هیچی واسه امتحان کلاس زبآنمـ نخوندمـ 

[ البته 12 بودـ و صبح مـن ساعت 6 و نیمـ وا3 کلاسم بیدار شده بودمـ

و خیلی خوابم میـومد تازه فرداشمـ 7 و نیمـ کلاس بعدی بودـ ]

خدا رو شکر کلاس مدرسه تمومـ شد آخه خیلی طولانی بودـ بخصوص

روزای زوج کـ کلاس زبانمـ داشتمـ . دیروز امتحانـ زبان رو دادمـ . خدا رو شکـر

خوب بودـ . فقط دعا کنینـ نمرمم خوبـ بشـه . راستی دختر عمو صدرآ همـ

که همسن من هستـ روز امتحان اومده بود آموزشگاه ما

آخه teacher  [ یکمـ از این همه کلاس زبان رفتن بهره ببریمـ ] هردومونـ

یکی هستـ و بـ بچه های اون آموزشگاه گفته بودـ بیآن اینجـا ...

دیروز کتآبـ (INTRU (A رو امتحانـ دادمـ . امـا اگه پآرسال همـ رفتنمون بـ

مکه با زبان تو یه موقعیت نمیوفتـاد و میتونستمـ میرفتمـ کلاس " الان

B هم تمــوم شده بودـ و اگه چند سال پیش کـ نمیدونمـ چیکار شد کـ

ترمـ مآ برگزار نشده بودـ همـ میرفتمـ کتاب بعدی [ فکر کنمـ بعد زرد قرمـز باشه]

همـ تمومـ میشد و میرفتمـ کتآبــ  آبــــی

...

راستی فردا شب عروسی دختـر دایی بآبآمـ هس :)

                         ایشـاللـــه خوشبختــــ بشــــــــــــن    

چند روز پیــش خآله واسه صدرآ و سینـا دو تآ شلوارکـ خوشگل درستــ کردـ

الانمــ داره واسه مـن یه لباس قشنـگ میدوزه [ دستش دردــ نکنــه ]

واســه نظراتونــ لطفا بریــن پستــ پــاییــــــن

فـعــلا


برچسب‌ها: مطالب زیبا
ادامه مطلـب
|پنجشنبه سی و یکم مرداد ۱۳۹۲| 11:31| ღ KHÄLÈ Jõõñ ღ

سلآمــ 

  خوبیـن ؟؟؟

تو ادامـه مطلب آدرس یه سایتــ رو گذاشتــم :

 این آدرس مربوط بـ یه سایتـه که میتونیـن به صورتــ رایگـان

بالابــر صفحـه درستــ کنین مثلــ سمتــ راستــ وبمـ که عکسـ صدرآ جون هس

واســه دادنـ رمــز لطفـ کنیــن 10 نـظــر 

و امــا از صـدرآ واستونــ بگمــ که ماشاللــه فضولیاشـ حتی با دستـ

شکستشـ همـــ کمــ نشـده . 

این چنـد روز همـ که عروسی دعوتـه و خدا رو شکـر بهش خوشـ میگذره

امشبمـ که عقدی دختـــر عمشـه + پســر خآله مــن 

صبح با مامان و باباشـ اومـدن خونمونــ و کلـی فضولی کردـ

نمیدونمــ تا چند روز دیگـه باید دستش تو گچ بآشـه ولی الهـی

زودتــر خوبـ بشـه که گچش رو بـاز کنن 

سه شنبـه شبــ (2 شب پیش) عروسـی نوه عمـه بآبآمـ بود و همـه اقوامـ رفته

بودنــ شهـر دختر عمه بآبآمــ ولـی مـن نرفتـم آخـه کلاسـ داشتمــ 

و گفتمـ شآیـد دیـر برگردنـ و از کلاسمــ بمونمـــ

مآمآن و بابای صدرآ همـ نرفتــن آخــه عروسی یکی از اقوامـ زن دایی (M) دعوتـ

بودنــ . واااااااای فکرشـ رو بکنین اگـه صدرآ با مامانـ و بآبآمـ میرفتــ چی میشد !!!

صدرآ + شایـان = خدا بخیــر میکرد عروسـی اونـ بنده خداهآ رو ...

مـن موندمـ این بچـه هآی حالا چـرا اینقدر شلوغ شـدن ؟؟؟ هـا ؟؟؟

داشتــم از اونـ شب میگفتــ ( سه شنبـه ) که صدرآ اومـد اینجآ و کلی

فضولـی کـردـ آخـه مآمآنشــ داشتــ واسه عروسی آماده میشـد و مـن

مجبور بودمــ مواظبـ صدرآ بآشمــ . وقتــی که خواهرمــ و صدرآ رفتـن هرجور بود

تـا ساعتــ 9 و نیـم بیدار موندمــ

ولی دیگه چشامـ داشتـ بسته میشد آخه صبحش

ساعتــ 6 و نیمـ واسـه کلاسامــ  بیدار شده بودمـ  

راستــی از اولــ ماه رمضونــ داداش ( A ) از تهـران اومـده آخه

کارشـ تو شهرمونــ درستــ شده و از ایـن به بعد همینجـا میمونــه

شمآ همـ دعـا کنیـن یه خآنومـی خوبـ واسه داداشمـ پیدا کنیـم که دامادش کنیمـ

خوبـــ مــن زن داداشــ میخــــوام 

و انشـاللــه 1 شهــریـــور { یعنــی 3 روز قبل از تــولد صدرآ } عروسی

دختــر دایی بآبآمــــه 

خبـــر دیگـه ای همــ نیســـ جـز سلآمتـــی

   پــس تــا درودی دیگــــر بـدرود



برچسب‌ها: شکلک
ادامه مطلـب
|پنجشنبه بیست و چهارم مرداد ۱۳۹۲| 16:34| ღ KHÄLÈ Jõõñ ღ|

        سلآمــ

واســه دیدنــ تصاویــر تشریفــ ببیریــن ادامــه مطلبــ 

نظر فـراموشـ نشــه ( پستــ پاییـن برای نظرای قشنگتون )

پیشـاپیش عید فطر مبآرکــ



برچسب‌ها: تصویر
ادامه مطلـب
|پنجشنبه هفدهم مرداد ۱۳۹۲| 1:5| ღ KHÄLÈ Jõõñ ღ

سلآمــ به صدرای عــزیزمــ

که خـدا رو شکـر دستشمـ بهتـره ولـی حیف که تـا چنـد وقتـ دیگه

باید گچشــ باشـه 

امــروز عسلی خالـه با مامانـ و باباشـ اومـدن خونمونــ . مآ همـ امروز

یکمــ جای مبلا رو جابجا کردیمـ و منمـ یکمــ دکور اتـــاقم رو تغییر دادمـ

و تـازه  کارا تمومـ شده بود که صدرآ جونــ با اومدنشـ خستگی رو از تـن

هممونــ بیرونــ کــرد 

اولشــ یکمــ پـای تلوزیونـ نشستــ بعدشـ رفتــ تـو اتاقمــ و روی تختــ دراز کشید 

بعدشـ ازمــ اجـازه گرفتــ و در کمدمــــ رو باز کرد و گـاو کوچولویی که خیلی همــ

دوستشــ داره رو برداشتــ و رفتــ تو هــال . بعد از چنــد دقیقه بازی کردنــ به

طرفـ مـن پرتابش کـرد منمــ به سمتـ اونـ انداختمشـ . آقـا صدرآ همـ خوشش اومـد

و نیمـ ساعتـ منو مجبــور به بازی بـا خودشـ کرد ...

دوبـاره اومـد پـای تلوزیونـ نشستـ و کـارتونـ نگـاه میکرد که مــامــانی واسش

شیرینـی میکادو آوردنــ و خــورد کـه مامانشــ گفتـ بریمــ خونمونــ . صدرآ همـ

خیلی بـ مامانشــ وابستـه هستــ واسه همونــ سریع با شیرینی های دستش

پـا شد و به سمتـ مامانشـ رفتـ 

و بعد از خـداحافظی رفتـن خونشونــ . افطار خواهرمــ دعوتــه و صـدرا میـاد خونمونــ 

                                                               

نـه اینکــه صدرا جان مـا فضول هستـن و الانـ همـ دستشـ شکستـه به همیـن خاطر

میـآد اینجـا هـــوراااااااااااااااا 

اگـه شـد از خاطراتـ امشبشــ همــ مینویسمــ

راستـی سـر سفـره افطار واسه مآ همـ دعـا کنینـ هـا به خصوصـ واسه

صدرآ کوچولو کهـ زود زود دستشـ خوبـ بشه (آمیـن)

امـروز 1 مـرداد [14 رمضان ] اذانـ مغربــ به افق اینجـا [نمیگمـ کجآسـ ]

ســاعتــ  47 : 7  هستشــ ...

نـمـاز روزه های همتونـ قبولــ بـاشـه



برچسب‌ها: رمضان, پیامک تبریک رمضان
|سه شنبه یکم مرداد ۱۳۹۲| 18:53| ღ KHÄLÈ Jõõñ ღ|

سلآمـ بـ خوشگل خآلـه

خـوبـی ؟؟؟

شکلکــ ـــ روناســ ــــ ـ مــاه رمضــون همــ بـا کلـی تـاخیـر مبآرکــ

ببخشیـد یه مدتــ واستــ ننوشتـــــم :)

دیـروز مامانتـ و سینآ رفتـن خونه عـمـت و شمـا با باباتـ خونــه بودیـن که شمـا میـری بالای اُپــن و

از اونــ بـالا خودتــ رو مینـدازی روی سـرامیکـای آشپــزخونهـ که دستـت ...

و شمآ با گریه به باباتــ گفتی: دس درد و به سمتـ در رفتـی . باباتـ همـ فورا شمـا

رو بـردن پیشـ دکتــــر  شکلک های  جالب محمد  اونجـا همـ از دستتــ عکسـ گرفتن و متـوجـه شـدن

که دستـ نــازت یه تــرکــ کوچولو کـرده :(

                                       شکلک های جالب محمد

الانمــ دستتـ رو آتـل بستـن و فـردا همـ شاید گـچ بگیـرن :(

امـروز که باباتـ رفتـن مسجـد شمآهـا رو آوردنـ خونـه مآ و شمـا تا بعد از افـطـار اینجـا

بودیـن اول کـ اومـدی آرومـ نشستـی رو مـبل امـا 2 دقیقـه نشد کـ شـدی همونـ

فضول سـابق :)

بعد از ظهـر همـ با آقــاجون رفتـی تو کوچـه و کلـی بازی کـردی بعد اومـدی تو حیـاط و رو

تختـ نشستتی و آقاجونـ همـ در حـال آب دادنـ گلای باغچـه بودن ولی عجبـ گلای

خوشگلـی داریمـ هـا به خصوص نـزدیکـای نمـاز مغـرب که هـوا همـ سـرد تـر میشـه خیلی

 دیـدنی تر میشــــــــه

                                                    شکلکــ ـــ روناســ ــــ ـ

داشتمــ میگفتمـ شمـا رفتـی شیلنگـ آب رو از دستـ آقـاجونـ گـرفتـی و گلا رو آبــ دادی

بعد نـزدیکـای افطار بـابـاتـ و زن دایــی (m) اومــــدن و شمـا همـ اومـدی تو خونــه

منمـــــ واستـ شبکـه ( پویا ) رو آوردمــ و شمآ نشستتی و نگـاه کـردی

اینمــ برنـامـه ای که میدیدی و خیلی همــ خوشتـ اومـــد ( تیگر و پو )

تیگر و پو

خوبــ دیگه خدانگـه دار :)


اولــین روز مــرداد نــوشتـــ :


♂ دیشب عقدی پسر خالم بود عروس خآنومی همــ دختـر عمـه صدرا بود

البته مراسم وا3 بعدماه رمضون هس . دیشب فقط عقد کردن ...


[ مبآرکشونـ بآشـه ایشاللـه خوشبختـ بشـن ]



برچسب‌ها: شبکه پویا, صدرا, پو و دوستان
|شنبه بیست و نهم تیر ۱۳۹۲| 0:46| ღ KHÄLÈ Jõõñ ღ

 Panda smiley 093     سلآمــ به صدرآ جونــ         

خــوبـی ؟؟؟ 

دیشبــ مادربزرگتــ دعوتـی داشتـن و ما همــ دعوتـ بودیـم همیـن که وارد خونهـ شدیـم شمآ رو دمـ

در دیدیمــ که در حال فـرار از دستـ مامانتــ بودی و اونمــ مراقب تو که نـری تو خیابونـ آخـه شب بود

و خیابونــ همــ پر از ماشینـای در حال رفتـ و آمـد و شمآ همــ فسقلی و شیطونـ 

                                                                      be ki tu smiley 014

 

هر جـور بود راضـی شدی که بیای تو خونـه و با بیلـ کوچولوتـ که مال ماشینتــ هستـ شروع

به بازی کنـار باغچـه کردی ولی زود پا میشـدی و میخواستـی بری تو کوچـه

اینمـ بگمـ که کلی مامانتــ رو اذیتـ کردی منمــ هـرچـی بهتـ گفتمـ که بیا

بغلمــ گوشـ نکـردی 

                                       Panda smiley 027

بعد از چند لحظـه ای سینـا اومـد دنبالتـ و شما رو بـرد پیشـ باباتــ ولـی چونــ

باباتـ کـار داشتـن دوباره اومـدی خونـه خانومـا و بازمـ شیطنتـ ...

Panda smiley 081 موقع شـام همـه ازخونه قدیمـ زن عمو آقاجونـ رفتیمـ خونه ی مادربزرگتـ که

اولـ آقایونـ اونجا بودنـ و منمــ تو کوچـه شمآ رو از مامانتــ گرفتمـ تا مامانتــ واسه آوردنـ شامـ

به بقیـه کمکـ کنـه شمآ همـ خدا رو شکـر راضی شدی و اومـدی بغلمـ امـا تا مامانتــ اومـد تو

خونـه که سفره رو پهـن کنـه و شامـ رو بیارنـ شمآ دیدیشـ و شـروع کـردی به گـریه که مـن میخوامـ

برمـ بغلشـ هرکـار کـردمـ وانستـادی و خودتـ رو انداختـی بغل مامانتــ  Panda smiley 034و ...

هیچـی دیگـه خآلـه جونـ دیشبـ کلی مآمآنتــ رو خستـه کـردی و هیچـی همـ شآمـ نخوردی

و رفتـی تو حیاط و با بیلتــ مشغولـ بازی شـدی و سینآ همـ مراقبتـ بود .

           Panda smiley 006


بعدا نوشتـ : ادامـه مطلبــ رمـز دارهـ

رمـــز : 10 نــظــر ♥



برچسب‌ها: شکلک, صدرا, کارتون, دعوتی
ادامه مطلـب
|دوشنبه هفدهم تیر ۱۳۹۲| 14:17| ღ KHÄLÈ Jõõñ ღ|


سینا : سلام به داداش کوچولوی خودم

امشب شما و مامان و بابا رفتین مشهد ولی چون من فردا کلاس زبان دارم موندم خونه مامانی

الانم با خاله جون اومدم تو نت که یهو این تصویر رو پیدا کردم گفتم حیفه نذارم واست ...

[ تصویر ادامه مطلب ]

منبع : http://twin18.blogfa.com


برچسب‌ها: تصاویر طنز
ادامه مطلـب
|چهارشنبه دوازدهم تیر ۱۳۹۲| 0:12| ღ KHÄLÈ Jõõñ ღ

                                            Boy Cry icon 

سلآمــ بـ همگـی

امـروز یـ عکسـ متفـاوت گذاشتـم ...

میتونیـن بریـن ادامـه مطلبـ و ببینیـن

اینـو گذاشتـم تآ صدرآ جونـ وقتـی بزرگـ شد تصویـری از گریـه و

بهـانه گیری هآی دورانـ کودکیشــ رو ببینــه ...



برچسب‌ها: سایت نانازیا
ادامه مطلـب
|سه شنبه یازدهم تیر ۱۳۹۲| 13:55| ღ KHÄLÈ Jõõñ ღ

سلآمــ بـ صدرآ جـون

خـوبـی ؟؟؟

امــروز اومـدمــ که از شیطنتــ هآتـ بگــم .

  چنـد روز پیـش رفتیمــ خونــه عمـه جونــ و شمـا اونجــا کلی شیطنتــ کـردی همونــ

اولــ کـاری مآمآنتــ رو مجبور کـردی تــا از مغازه عمـه واستـــ آبنبـاتـ چـوبی بخـره و بعد واردـ

خونـه شـدی اول خوبــ بودی ولـی وقتــی سینـا و احمـد شـروع بـ بــازی کردنــ شمــا همــ

رفتــی دنبالشــون                                                      

اونـ دو تـا کشتــی میگرفتــن امـا شمآ فکـر کردی کـ احمــد داره بــ داداشتـــ میزنــه واسـه

همونــ رفتـــی کـ ازشــ دفــاع کنــی حالا مــاهــا همــ هر چـی بـ اونــ دوتــا میگفتیمــ کـ

یه بــازی بهتــر بکننـــ گوشـ نمیکردنــ و بـ کـارشونــ ادامــه میدادنــد 

                                  

از خونـه عمــه رفتیــم خونــه مـادربزرگتــ . خـدا رو شکـر اونجـا پسـر خوبی بودی و خیلی مـامـانـت

رو اذیتــ نکردی و هـی میرفتــی تـو اتــاقی کـ مادربزرگـ باباتــ بودنــ و واسشونــ شکلاتــ میبردی

ما همــ از ایـن همــه محبتتـــ ذوقـ کـرده بودیـم .   

وقتـی کـ میخواستیمــ از اونجـا بیایمــ بیــرون شمـا با همــه خداحافظی کـردی و مثلـ همیشـه

گفتــی : بـابـای ( بآی بآی ) و دستتــ رو همــ تکونـ دادی

امــروز همــ فکر کنمــ مآ و مآمآنتــ بریــم خونـه زن داییــم . حالا اگـه رفتیمـــ از خاطراتــ و شیطنت هآتــ

خواهمــ نوشـــت ...

                            



برچسب‌ها: مطالب طنز
|یکشنبه نهم تیر ۱۳۹۲| 14:49| ღ KHÄLÈ Jõõñ ღ|

سلآمــ به صدرآ جونـ

خوبـی خآلـه ؟؟؟

بنـابر تقـاضـای دوستـان واسـه گذاشتـن تصویـر صدرا کوچولو بایـد بگمــ که

.

.

.

خوبـ چرا منتظرین ؟؟؟

بـرین ادامــه مطلبــ که ببینیـنش دیگـه !!!

♥ راستـی از فـردا کنکـور شـروع میشـه انشـاللــه که همـه کنکـوری هآ موفق بشـن و هرکی بتونـه

تو دانشگـاه و رشتـه مورد علاقشــ قبول بشــه

www.trollparsi.ir


راستــی روز نیمـه شعبآن همـ نـوه خآلمــ ( خواهــر پیمـان کوچـولو ) دنیـا اومـده ولی هنـوز اسمـ

نداره حالا تـا چنـد روز دیگـه اسمـ نازشمــ واستـون میذارمـــ .



برچسب‌ها: تصویر ببعی
ادامه مطلـب
|چهارشنبه پنجم تیر ۱۳۹۲| 22:49| ღ KHÄLÈ Jõõñ ღ|

سلآمــ

confused  خوبـی خآلـه جونــ ؟؟؟

امـروز مآ و عمـو جونـ (بآبآی شآیـان ) خونتونــ دعوتــ بودیمــ . صبحــ مآ یکمــ زودتـر اومدیمــ خونتونــ تا تو

کـارا بـ مآمآنتــ کمکــ کنیمـــ . وقتـی وارد خونتونــ شدیمــ کلـی ذوقــ کردی و خوشحـال شـدی . بعـد همــ شروع به توپ

بآزی بـا سینــا کــردی پسـ از مدتـی دایی بهتــ گفتـ که برو یه پـارچه بیآر وقتـی آوردی پآهآتــ رو بستــ تو همــ از اینجور

کـارا خیلی خوشتــ میآد واسه همونمــ حآضـر بودی به جآی راه رفتــن بپـربپــری راه بـری ولـی هـرچی گفتمــ پآهآتــ رو

بــاز کنمــ گوشــ نکـردی بعـد از چنـد دقیقـه ای که خستـه شـدی رفتـی پیشــ مآمآنتـ و گفتـی که پآهآتــ رو بــاز کنــه

بعـد همــ رفتـی پآی کـامپیوتــر تآ کـارتونــ نگـــاه کنــی  daydreaming - New! ساعتــای 1 و نیمــ بود که مآمآنـتـ لباسای سفیـدی

رو کـ از مـکـه واستـ آورده بودیمــ رو تنتــ کـرد

که زن عمومــ و شیریـن و شـایـان همــ نیمــ ساعتی بعدشــ اومدنــ و شمـا چشمتـــ

به عروسکـ شایان افتـاد و گفتـی که هـاپو رو میخوامــ . هیچـی دیگـه یه لحظـه عروسکــ دستــ شمآ بود

و شمــا ایـن شکلــی بودی :  mahsae-ali و شآیــان اینجوری : nailbiting at wits' end - New!

یه لحظـه همــ که عروسکـ دستـ اونـ میبود اونــ خوشحــال بود و شمـا گـریه میکـردی حتـی هآپــو خودتمـــ آوردن امـا

هر دوتونـ همونــ رو میخواستیــن  تــا بالاخـره مـامــان شایان عروسکــ رو تو کیفشونــ قــایمـــ کــردن 

بعد از نمــاز جمعـه که آقــــاجون و باباتــ و عمــــو اومدن شمآ خوشحـال تــر شدی موقع نـاهــار همـــ

خوشگل نشستــی و غذاتــ رو خوردی وقتــی همــ تمومــ کـردی یه ســر رفتــی پیشــ شآیـآن که جویـای

احوالشــ بشـی و بعد رفتــی ادامـــه کارتونتــ رو ببینــی cool

 drooling موقع خوردنــ میوه همـــ در حال حرکتــ بودی و آخــر سر اومـدی یه سیبــ سرخ برداشتـی و رفتــی 

وقعی که ماها میخواستیمـــ بریمـــ بآمآمونــ خداحافظی کــردی و گفتــی : بــآبــآی ( مخفف بآی بآی )

                                                                
                                                                            wave - New!

♥ صدرآ جونـ تو آخـریـن شبــ بهــآر خوبــ بخوابـی ...

♥ فـردا اولــ تیــر تولـد 3 سالگـی شــایـان هستــ ( پیشاپیشـ تولدشــ مبــآرکــ )  party



برچسب‌ها: آخرین روز بهار
|جمعه سی و یکم خرداد ۱۳۹۲| 21:49| ღ KHÄLÈ Jõõñ ღ

                         اس ام اس غمگین تنهایی و بی کسی

سلآمــــ بـ صدرآ جونــ و همــه دوستــای خوبمـــ

حـالتونــ چه طوره ؟؟؟

امــروز 3 تـا خبــر دارمــ اولـی از صدرآ جونــ که ماشالله خیلـی گل شـده و دیروز اومـد خونمونــ و بآ

شیطنتاشــ همـه رو شـاد کـرد البتـه فضولیشــ خیلیه هـآ ولی اگـه یه روز نبآشــه دلــ همـه مونــ

واسشــ یه ذره میشه !!!

خبــر دوممـــ همــ یه مناسبتـه البتـه ناراحتــ کننده ...

و اونمــ اینه کـه امــروز یعنــی 30 خــرداد بیستمیــن سالگرد وفـاتــ مآدربزرگمــ (مآمآنــ بآبآمــ ) هستــ

مآدربزرگـی که متـاسفـانه اونــ زمآنـا مـن نبودمــ که ببینمشونــ امـا بازمــ با تعریفایی کـ شنیدمـــ خیلی

دوستشونــ دارمـــ و خیلی همـــ دلمــ واسشونـــ تنگــ شده         : (

                            جمله های تبریک روز مادر ۱۳۹۲


امیدوارمــ که خدا همـه همـه گناهانشونــ و البتـه همـه مردمـــ رو ببخشــه و بهشتــ رو نصیبشونــ کنــه

دوستــای خوبمــ خوشحــال میشمــ اگه واســه شآدی روح مآدربزرگــ و پدربزرگمـــ فاتحـه و یا صلواتــی

ختـــم کنیــد . ( ممنونـ )

پیامک های تبریک روز زن ۱۳۹۲


یک مادر می تواند ۱۰ فرزندش را نگهداری کند

اما ۱۰ فرزند نمی توانند یک مادر را نگه دارند …

به افتخار همه ی مادر های مهربان و دلسوز


راستــی اینـ خبر رو همـ فراموشـ نکنمــ  و اونــ همــ اینـه که امــروز یعنـی 11 شعبـان دقیقــا 1 سآل

از رفتنمونــ به مکـه میگذره . یآدشـ گـرامـی پآرسـال اینـ موقعــ داشتیمــ به سمتـــ مـدینـه حـرکتـ

میکردیمـــ . نیـمــه شعبآنــ همــ تو مکـه بودیمـــ و همونــ روز اعمـال عمــره مونــ رو انجآمــ دادیـم .

انشــاللــــه کـ خـدا ازمونــ قبولــ کــرده بآشــه .

اینمــ اضـافـه کنمــ که 11 شعبــان پآرســال برابـر بآ 10 تیــر بــود .


برچسب‌ها: خآله جونـ نوشتـه
|پنجشنبه سی ام خرداد ۱۳۹۲| 10:3| ღ KHÄLÈ Jõõñ ღ|

                                              

سلآمـــــــ

از اونجــایی که امـــروز یه لینکـــ تکونی حســابی داشتمـــ تصمیمــــ گرفتمــــ آدرســــ

وبهـــایی رو کــه ازشونـــ شکلکــــ برداشتمــــ رو تو ایــن پستــــــ ذخیــــره کنمــــــ .

....................................................................................

2 شنبهـ خآلـه جونــ نوشتـــ : 2بـاره به همینــ وبمــ برگشتمــ تو ایـن چنـد روزی کـ آدرسـ رو

تغییر داده بودمـــ تونستمــ دوستآی بامعرفتمــ رو بشنآسمــ و جاداره کـ همینجآ ازشونــ تشکـر

کنمــ .



برچسب‌ها: شکلک تزئینی
ادامه مطلـب
|شنبه بیست و پنجم خرداد ۱۳۹۲| 18:40| ღ KHÄLÈ Jõõñ ღ

سلآمــ به صدرآ جونـــ

خوبـی ! ? はてな ビックリマーク かわいい 記号 のデコメ絵文字

مـا روز 2شنبـه 20 خرداد رفتیمــ مشهد و شمآ همــ اومدی .

وقتـی رسیدیمــ رفتیمــ خونه و استراحتــ کردیمــ و شبـ از مغازه هـای اطرافــ دیدن

کردیمــ و اومدیمــ خونه . روز 3شنبه و 4 شنبه رو همــ خود مشهـد رو گشتیمــ  image

و باباتــ واستــ یه تفنگــ خریدن و شمآ همــ تفنگتـــ رو میگرفتــی به طرف مآ و

میگفتـی : تـَق مــُرد !!!

جدیدا هـر کی همـــ اذیتتــ کنـه میگــی : تــو بــَدی !!! image

روز 5شنبه همـــ رفتیمـــ طرقبه و شـاندیـز و زشکــ . ناهار رو همـــ تو زشکــ خوردیمـــ .

اونجا همـــ سرسبز و پر از آبــ بود و شمآ همــ کلی اونجـا حـال کـردی و

کلـی همــ مآمآنــ و بآبآتـــ رو اذیتـــ ... びっくり のデコメ絵文字

  


شب همــ رفتیمـ بآزار و چنـد تآ لباس خریدیمـــ . تو یه مغازه یه پرنده مینـا بود

و شمآ همــ نشستـی کنار قفسشــ و هرکار میکردیمـــ بلند نمیشدی به هـر بهانه ای بود

از اونجا اومدی و رفتیمــ پآرکــ اونجآ همــ شیطنتـاتــ شروع شـد  . امـروز همــ داشتیمــ

از خونه میومدیمــ بیرون که تو پارکینگــ دوچرخه کوچولویی رو دیدی و اصرار کـردی که سوارشــ

بشمــ . بهتــ گفتمــ : خآله جونـ این مال نی نی کوچولویه باید ازشــ اجازه بگیریمـــ شمآهمــ

دستـت رو بردی بالا و اجازه گرفتـی . میگمــ : خآله جان اونــ الانــ تو خونشــ خوابه باشـه یه

روز دیگه . ولی بازمــ میخواستی سوارشــ بشی . اینبار بهتــ گفتمــ : تو دوستــ داری کسی

بدونــ اجاره اسباباتـــ رو برداره . image

گفتـی : نه  . منمـــ گفتمــ خوبـ نی نی هآی دیگه همــ دوست ندارن و بغلتــ

کردمـــ و رفتیمــ به سمتــ ماشین و شمـا همــ شروع کردی به گـریه کردنـــ  .

بعد همـــ به سمتــ شهرمونـ راه افتادیمـــ . image

 image + خدایا رو شکـر که به سلامتـی رفتیمــ و برگشتیمــ .



برچسب‌ها: طبیعت زیبای زشک
|جمعه بیست و چهارم خرداد ۱۳۹۲| 16:4| ღ KHÄLÈ Jõõñ ღ

                                                شکلکهای جالب آروین


 سلآمـــــ

کوشولویــــ خـــآله

خوبـــــی ؟؟؟ خوشــی ؟؟؟

19 خــرداد تولد مـآمـآنـی و مآمآنـــ پیمـان کوچولو (دختــرخآلمـ ) هستـــ .

به هـردوشونــ تبریکــــ♥ـــ میگمــ ایشالله 1000000000 سآل زنده بآشــن .


خدای اطلسی ها با تو باشد

پناه بی کسی ها با تو باشد

تمام لحظه های خوب یک عمر

بجز دلواپسی ها با تو باشد


 شکلکهای جالب آروین

  ♥ تولدتون مبارک ♥


برچسب‌ها: شکلک تولد
|شنبه هجدهم خرداد ۱۳۹۲| 20:33| ღ KHÄLÈ Jõõñ ღ|

                                     

سلآمــ بـ صدرآ جونـ

خوبـے خآله ؟؟؟

امـروز شمآ واسـه نآهآر اومـدے خونمونــ . وقتـی اومـدی خونمونــ زن عمـو آقاجونـ اینجآ بودنــ و شمآ

کلی پیششونــ فضولی کردیـ و وقتـی میخواستـن برنــ باهاشونــ بآے بآے کردے . جدیدا هـرکے رو میبینـے

اولــ بآهآشــ سلآمــ میکنے ( میگی هآی) و وقتـے میره بآهآشــ خداحافظی میکنـے ( میگی بآی)

بعـد از اونــ بآ آقـاجونــ رفتـے بآزآر و از تو میوه فروشـے هندونه (میوه مورد علاقتــ) رو دیدے

و آقـاجونـ واستـ خریدیـن و اومـدی رو مبلا دراز کشیــدے و تنـد تنــد خوردیــش

و رفتــی تو اتــآق و تبلتــ رو دیـدے و به مـن گفتــی بذارشــ رو پآمــ . منمــ بهتــ گفتمــ : از دایــے جونــ

اجــآزه بگیــر . شما همــ گفتـے : دایـے اجــاز !!!

بعـد از اجـازه دایــے جونـ تبلتــ رو گذاشتمــ رو پآتــ و واستــ روشـن کردمــ و شمآ چنـد تآ عکســ از خودتــ

گرفتـے و منــ واستــ قسمتــ نقآشیشــ رو آوردمــ تا تصویرتــ رو نقاشــے کنـے شمآ همــ کلـے خوشحآلـ

شـدے و آخـر همــ از مـن و دایـے جونـ تشکـر کردی . موقعـ تشکـر خودتـ رو خمــ میکنـی و مرسی میگـے .


 

 


برچسب‌ها: بازی هآی کودکـآنه
|سه شنبه چهاردهم خرداد ۱۳۹۲| 13:41| ღ KHÄLÈ Jõõñ ღ|

MISS-A